<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>

<rss version="2.0" 
   xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
   xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
   xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
   xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
   xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
   xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
   >
<channel>
    <title>Sun Of Tisfoon - فرهنگ</title>
    <link>http://suntisfoon.ir/</link>
    <description>دست نوشته هاي نرگس خرقاني</description>
    <dc:language>fa</dc:language>
    <generator>Serendipity 1.5.2 - http://www.s9y.org/</generator>
    <pubDate>Wed, 16 Sep 2009 08:46:07 GMT</pubDate>

    <image>
        <url>http://suntisfoon.ir/templates/default/img/s9y_banner_small.png</url>
        <title>RSS: Sun Of Tisfoon - فرهنگ - دست نوشته هاي نرگس خرقاني</title>
        <link>http://suntisfoon.ir/</link>
        <width>100</width>
        <height>21</height>
    </image>

<item>
    <title>لطفی که شهردار مشهد در حق ایرج میرزا کرد!</title>
    <link>http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/76-!.html</link>
            <category>فرهنگ</category>
    
    <comments>http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/76-!.html#comments</comments>
    <wfw:comment>http://suntisfoon.ir/wfwcomment.php?cid=76</wfw:comment>

    <slash:comments>20</slash:comments>
    <wfw:commentRss>http://suntisfoon.ir/rss.php?version=2.0&amp;type=comments&amp;cid=76</wfw:commentRss>
    

    <author>nospam@example.com (نرگس خرقاني)</author>
    <content:encoded>
    &lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://suntisfoon.ir/uploads/irajmirza1.sunlight.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 328px;&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 102);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-large;&quot;&gt;کدام بی ادب تر است؟ (شاعری با اشعار مستهجن یا شهرداری با...)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مدتی است که خبری منتشر شد همراه با تصویری از یک پرده نویسی که برای همه تعجب برانگیز بود. در این خبر آمده بود که نام بلوار ایرج میرزا در مشهد به جلال آل احمد تغییر کرد. تا اینجای خبر مشکلی نداشت اما مشکل از جایی آغاز شد که از سوی شهرداری مشهد دلایل این تغییر نامگذاری اعلام شد که در نوع خود بی نظیر بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
در متنی که نوشته شده بود ایرج میرزا متهم شد به اینکه سردمدار ادبیات مستهجن است و بنابراین بودن نامش بر یک بولوار نارواست. لغات دیگری هم در این باب به کار رفته بود که از پرداختن به آنها از آنجایی که مستهجن تر از سروده های ایرج میرزاست معذورم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
البته در دوره پیش دانشگاهی در کتاب ادبیات شعری به نام مادر از ایرج میرزا بود که بسیار هم با احساس بود درباره مادری که پسرش برای رسیدن به عشق خود حاضر می شود قلب او را از سینه خارج کند. از آن اشعاری که به خوبی حق مطلب را درباره مادر و نگرانی هایی که برای فرزندانش دارد ادا کرده بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
شاید منظور از ادبیات مستهجنی که به ایرج میرزا نسبت می دهند اشعار طنزآلود این شاعر است که گاهی بی پروا به انتقاد از شرایط موجود می پرداخت. این اتفاق در خصوص بسیاری از طنزپرداران ما افتاده است و بسیاری از شاعران و نویسندگان ما بخشی از نوشته هایشان ممکن است در آن الفاظی به کار رفته باشد که برخی از آن به بی ادبی تعبیر کنند. موردی که در ادبیات جهان هم وجود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
خود ایرج میرزا در خصوص طنزپردازی هایش در شعری گفته است:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/76-!.html#extended&quot;&gt;ادامه مطلب &quot;لطفی که شهردار مشهد در حق ایرج میرزا کرد!&quot;&lt;/a&gt;
    </content:encoded>

    <pubDate>Sat, 12 Sep 2009 00:00:00 +0100</pubDate>
    <guid isPermaLink="false">http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/76-guid.html</guid>
    
</item>
<item>
    <title>اندر احوالات یک روزنامه نگار و نویسنده</title>
    <link>http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/63-unknown.html</link>
            <category>فرهنگ</category>
    
    <comments>http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/63-unknown.html#comments</comments>
    <wfw:comment>http://suntisfoon.ir/wfwcomment.php?cid=63</wfw:comment>

    <slash:comments>49</slash:comments>
    <wfw:commentRss>http://suntisfoon.ir/rss.php?version=2.0&amp;type=comments&amp;cid=63</wfw:commentRss>
    

    <author>nospam@example.com (نرگس خرقاني)</author>
    <content:encoded>
    &lt;div&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; style=&quot;width: 224px; height: 323px;&quot; src=&quot;http://suntisfoon.ir/uploads/farhad_jafari.sunlight.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 102);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-large;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman;&quot;&gt;پیانویی که از کافه درنیامده شکست!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
یکی از عجیب ترین اتفاقات تاریخ کتاب در ایران طی یکماه گذشته پیش آمده است که در نوع خود خواندنی و شنیدنی است. بر اساس اخباری که در برخی از نشریات و سایت ها اعلام شده است، کتاب پرفروش کافه پیانو برای مدتی است که نه تنها فروش ندارد بلکه بسیاری از کسانی که آن را خریده اند به نشر چشمه پس داده اند عده ای هم که در شهرستان هستند آن را برای نشر چشمه پست کرده اند و حتی پول کتابشان را هم نخواسته اند! خانواده این نویسنده و دوستانش هم ظاهرا با او به مشکل برخورده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
اما واکنش فرهاد جعفری نسبت به این اعتراضات جالب بود و در سایتش &amp;quot;گفتم گفت&amp;quot; اعلام کرده که این توطئه انگلیس است که باعث شده عده ای کتاب او را دیگر دوست نداشته باشند. هر چند که فرهاد جعفری در حمایت از کاندیدای مورد نظر خود با تلویزیون فارسی بی بی سی که در انگلیس است مصاحبه داشته است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
هم اکنون که این سطور را می نویسم کتاب کافه پیانو در قفسه کتابهایم است و البته امضای نویسنده هم در صفحه اول آن جاخوش کرده است. این اخبار باعث شد که در این نوشته اشاره ای به این نویسنده و سابقه اش در امر مطبوعات داشته باشم. البته بر اساس شناخت خودم و دیدگاه شخصی ام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
اولین بار که نام فرهاد جعفری را شنیدم سالها پیش بود، زمانی که نه آنقدر از روزنامه سر رشته داشتم و نه از سیاست چیزی می دانستم. خاطرم است انتخابات مجلس بود شاید 14 سال پیش. آن زمان ساکن مشهد بودم. یکی از کاندیداهای مجلس خیلی بین جوان ها طرفدار داشت و نامش فرهاد جعفری بود. همه به عنوان یک روزنامه نگار روشنفکر و آگاه که صورتش هم چپه تراش بود از او یاد می کردند. من که در سن رأی دادن نبودم، چندان هم دنبال این مسائل نبودم. آن دوره فرهاد جعفری به مجلس راه پیدا نکرد. دلایل زیادی داشت که مطمئنا آگاهان سیاسی بهتر از من می دانند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/63-unknown.html#extended&quot;&gt;ادامه مطلب &quot;اندر احوالات یک روزنامه نگار و نویسنده&quot;&lt;/a&gt;
    </content:encoded>

    <pubDate>Fri, 24 Jul 2009 00:08:00 +0100</pubDate>
    <guid isPermaLink="false">http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/63-guid.html</guid>
    
</item>
<item>
    <title>به بهانه درگذشت نویسنده قصه های خوب برای بچه های خوب</title>
    <link>http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/59-unknown.html</link>
            <category>فرهنگ</category>
    
    <comments>http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/59-unknown.html#comments</comments>
    <wfw:comment>http://suntisfoon.ir/wfwcomment.php?cid=59</wfw:comment>

    <slash:comments>17</slash:comments>
    <wfw:commentRss>http://suntisfoon.ir/rss.php?version=2.0&amp;type=comments&amp;cid=59</wfw:commentRss>
    

    <author>nospam@example.com (نرگس خرقاني)</author>
    <content:encoded>
    &lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://suntisfoon.ir/uploads/376163_orig.sunlight.jpg&quot; style=&quot;width: 430px; height: 281px;&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-large;&quot;&gt;قصه های خوب برای بچه هایی که قرار است خوب باشند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
شنیدن اخبار بد در این روزها دیگر تبدیل به عادت شده است. یکی از این اخبار بد درگذشت مهدی آذریزدی نویسنده قصه های خوب برای بچه های خوب بود. کسی که در کودکی نمی شناختمش اما کتاب هایش را دوست داشتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
خاطرم است چهارم دبستان بودم که مادرم یک روز برای خرید رفت لوازم تحریر نزدیک خانه مان و به همراه مداد و دفتری که برای من و برادرم خرید یک کتاب هم از سری این کتاب ها گرفت که رنگ جلدش زرد بود. به من گفت تو که کتاب می خوانی از این داستان های خوب هم بخوان. هرچند که عشق کتاب های ستاره شناسی بودم این کتاب را هم خواندم و خیلی خوشم آمد. داستان هایش حسابی به دلم نشست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
چند ماه بعد درخیابان این کتاب را در جلدهای دیگر هم دیدم و دو قسمت دیگرش یعنی جلد قرمز و سبزش را هم خریدم. دو جلد دیگر را هم از کتابخانه مدرسه گرفتم و خواندم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/59-unknown.html#extended&quot;&gt;ادامه مطلب &quot;به بهانه درگذشت نویسنده قصه های خوب برای بچه های خوب&quot;&lt;/a&gt;
    </content:encoded>

    <pubDate>Sun, 12 Jul 2009 10:43:15 +0100</pubDate>
    <guid isPermaLink="false">http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/59-guid.html</guid>
    
</item>
<item>
    <title>گزارش نمایشگاه کتاب</title>
    <link>http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/43-unknown.html</link>
            <category>فرهنگ</category>
    
    <comments>http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/43-unknown.html#comments</comments>
    <wfw:comment>http://suntisfoon.ir/wfwcomment.php?cid=43</wfw:comment>

    <slash:comments>21</slash:comments>
    <wfw:commentRss>http://suntisfoon.ir/rss.php?version=2.0&amp;type=comments&amp;cid=43</wfw:commentRss>
    

    <author>nospam@example.com (نرگس خرقاني)</author>
    <content:encoded>
    &lt;div&gt;قرار بود از مطالب مطبوعاتی ام کمتر بنویسم. اما برای نمایشگاه کتاب فرصتی نیافتم که خارج از کارهایی که درمطبوعات از من به چاپ رسیده مطلبی قرار دهم، پس این نوشته ام&amp;#160; که در آفتاب یزد به چاپ رسید را گذاردم، امید است خوشتان آید. به قول محمد صالح علاء صد در صد استقلالی ( دوستان جان)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://suntisfoon.ir/uploads/11604.sunlight.jpg&quot; style=&quot;width: 295px; height: 230px;&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-large;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;#160;1- غذاي روح، غذاي شكم&amp;zwnj;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;امسال نيز نمايشگاه كتاب برگزار شد و خيلي ها رفتند نمايشگاه و خيلي &amp;zwnj;ها نرفتند . خيلي ها كتاب خريدند و خيلي ها كتاب نخريدند. اما يك سوال بي&amp;zwnj;جواب همچنان باقي است؛ &amp;zwnj;مردم در نمايشگاه بيشتر پول كتاب مي دهند يا خرج شكم مي كنند؟ &amp;zwnj;با نگاهي به سطل هاي آشغال مملو از انواع و اقسام بسته تنقلات خورده شده، از ساندويچ گرفته تا نوشابه، &amp;zwnj;كيك، بستني و آبميوه و... مي توان نتيجه گرفت كه فروش تنقلات در نمايشگاه زياد است. آنقدر سطل هاي &amp;zwnj;آشغال پر مي شود كه خيلي از زباله ها روي زمين است و با يك وزش باد چه منظره اي ايجاد مي شود! &amp;zwnj;خصوصاً فصل بهار امسال كه مرتباً شاهد باد و بارندگي هستيم. من اسمش را مي گذارم رقص آشغال ها، هر &amp;zwnj;چند كه براي چنين منظره فجيعي بيش از اندازه شاعرانه است!&amp;zwnj;مي گويند كتاب، غذاي روح بشر است و در نمايشگاه كتاب هم قرار است چند روزي براي روحمان تدارك &amp;zwnj;ببينيم تا در طول سال دچار گرسنگي روحي نشويم. اما زماني كه شكم گرسنه باشد حال يك سال هم روح سير &amp;zwnj;نشد براي بعضي&amp;zwnj;ها چندان مهم نيست و معتقدند خيلي حرص و جوش اين چيزها را نبايد خورد. به قولي &amp;quot;شكم گرسنه كه كتاب متاب حالي &amp;zwnj;اش نمي شود!&amp;quot;&amp;zwnj;يكي از غرفه داران به شوخي مي گفت اگر يك غرفه خوردني اجاره كرده بودم خرج يك سالم در مي آمد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/43-unknown.html#extended&quot;&gt;ادامه مطلب &quot;گزارش نمایشگاه کتاب&quot;&lt;/a&gt;
    </content:encoded>

    <pubDate>Tue, 19 May 2009 22:41:00 +0100</pubDate>
    <guid isPermaLink="false">http://suntisfoon.ir/index.php?/archives/43-guid.html</guid>
    
</item>

</channel>
</rss>