قرار بود از مطالب مطبوعاتی ام کمتر بنویسم. اما برای نمایشگاه کتاب فرصتی نیافتم که خارج از کارهایی که درمطبوعات از من به چاپ رسیده مطلبی قرار دهم، پس این نوشته ام که در آفتاب یزد به چاپ رسید را گذاردم، امید است خوشتان آید. به قول محمد صالح علاء صد در صد استقلالی ( دوستان جان)

1- غذاي روح، غذاي شكم
امسال نيز نمايشگاه كتاب برگزار شد و خيلي ها رفتند نمايشگاه و خيلي ها نرفتند . خيلي ها كتاب خريدند و خيلي ها كتاب نخريدند. اما يك سوال بيجواب همچنان باقي است؛ مردم در نمايشگاه بيشتر پول كتاب مي دهند يا خرج شكم مي كنند؟ با نگاهي به سطل هاي آشغال مملو از انواع و اقسام بسته تنقلات خورده شده، از ساندويچ گرفته تا نوشابه، كيك، بستني و آبميوه و... مي توان نتيجه گرفت كه فروش تنقلات در نمايشگاه زياد است. آنقدر سطل هاي آشغال پر مي شود كه خيلي از زباله ها روي زمين است و با يك وزش باد چه منظره اي ايجاد مي شود! خصوصاً فصل بهار امسال كه مرتباً شاهد باد و بارندگي هستيم. من اسمش را مي گذارم رقص آشغال ها، هر چند كه براي چنين منظره فجيعي بيش از اندازه شاعرانه است!مي گويند كتاب، غذاي روح بشر است و در نمايشگاه كتاب هم قرار است چند روزي براي روحمان تدارك ببينيم تا در طول سال دچار گرسنگي روحي نشويم. اما زماني كه شكم گرسنه باشد حال يك سال هم روح سير نشد براي بعضيها چندان مهم نيست و معتقدند خيلي حرص و جوش اين چيزها را نبايد خورد. به قولي "شكم گرسنه كه كتاب متاب حالي اش نمي شود!"يكي از غرفه داران به شوخي مي گفت اگر يك غرفه خوردني اجاره كرده بودم خرج يك سالم در مي آمد.