غیر ممکن، ممکن شد!
خدا را شکر و سپاس که قهرمانی استقلال بدون لطف داور و فدراسیون بود. تنها کمک به استقلال در این میان بازی جوانمردانه تیم فولاد خوزستان و مجید جلالی در آنسوی قطر لوزی نقشه ایران زمین یعنی در شهر اهواز بود. چه تصادفی که دو شهری که زمینه ساز قهرمانی تیم محبوبم استقلال بودند هر دو به نوعی به من مربوط می شوند. اهواز زادگاهم و مشهد شهری که در آن بزرگ شدم.
خیلی ها شاید فکر کنند باخت تیم همشهری ام پیام ممکن است باعث ناراحتی من و یا خیلی از مشهدی ها شده باشد، اما یادتان باشد که با برد پیام و با توجه به نتیجه مساوی ابومسلم به ناچار ابومسلم دیگر تیم مشهدی حذف می شد و خدا را شکر که این اتفاق نیافتاد. چون با توجه به سابقه ابومسلم زمانی که قرار به انتخاب باشد ابومسلم برای ما مشهدی ها ترجیح دارد.
اما روسیاهی ماند برای آنان که چه بی ادبانه به قدیمی ترین و پرافتخارترین باشگاه فوتبال ایران تاختند و خود نیز بدون هیچ حرف و حدیث از میدان حذف شدند.(هر کی با اس اس درافتاد ور افتاد)
از این حرف ها گذشته امشب در مشهد غوغایی بود. هرچند که در آنجا نبودم اما دوستان خبر دادند که بزن و بکوبی در فلکه تقی آباد بود که بیا و ببین. دوستان استقلالی در مشهد به جای ما در این جشن حضور داشتند. دمشان گرم. زمان بازی استقلال در خانه نبودم. به یک شرکت فیلمسازی رفته بودم و راشهای فیلم یکی از دوستان را می دیدم. در این بین فرصتی هم بود تا بازی را ببینم. یکی از همسایه ها در مجتمع، آنقدر استقلالی بودند که اگر هم بازی را نگاه نمی کردی از سر و صدایشان می شد حدس زد که بازی چه روندی دارد.
اما خانواده ام از استقلالی های بلوک می گفتند که هم زمان با قهرمانی استقلال پرچم های آبی را از پنجره برافراشتند و چه ترقه ها که بیرون نیانداختند و برخی نیز جلوی پنجره حرکات موزون از خود در وکردند!
بله عشق استقلال است و آبی و خوشحالی از یک قهرمانی بسیار دیرهنگام. خیلی زودتر از اینها باید استقلال قهرمان می شد. هر چه نباشد بهترین خط حمله و خط دفاع را دارد. حکایت قهرمانی استقلال و دق مرگ کردن ما برای جشن گرفتن آن، شباهت زیادی داشت به آن روزهایی تیم ملی که همه دوستش داشتیم. منظورم ماجرای ملبورن است، چه روزگار خوشی بود. در حال حاضر تنها شبحی از آن روزگار در تیم ملی مانده است.
در پایان این قهرمانی را به همه دوستان استقلالی شادباش می گویم. به دوستان پرسپولیسی هم توصیه می کنم تا نحوه قهرمانی پرسپولیس را در سال گذشته به یاد آورند و کمی منصف باشند. هم آن نحوه جشنی که گرفتند و همه شیوه ای که سرسپاهان را به لطف داوری در تهران بریدند!
(تیتر را ا بر اساس اس ام اس یکی از دوستان انتخاب کردم، که بعد از قهرمانی استقلال برایم فرستاد)