وبلاگم یک ساله شد
یک دفعه یادم افتاد "ای وای تولد وبلاگم را فراموش کردم"! بله دوستان وبلاگم یک ساله شد به همین زودی انگار همین دیروز بود که هم زمان با جشنواره نوشتن در آن را آغاز کردم. جشنواره دوره قبل با مطلبی درباره فیلم تهمینه میلانی شروع کردم. دقیقا 12 بهمن ماه بود. البته قبل از آن یک گفتگو با محمد زرین دست است که آن را چند سال قبل با این کارگردان گرفتم و طراح وبلاگم به عنوان شروع کار یکی از مطالبم را از اینترنت گرفته بود و در وبلاگم قرار داده بود.
از نظر بسیاری وبلاگ نویسی کار آدم های بیکار است. اما برای من نوشتن به شکلی دوستانه و به دور از تکلف های نوشتاری نشریات معمول راهی است برای اینکه حالم بهتر شود، دستم برای نوشتن گرم شود و خلاصه خیلی مسائل دیگر. در کل وبلاگ نویسی را خیلی دوست دارم. هیچ تصور نمی کردم روزی وبلاگم جزئی از زندگی من شود!
طی این مدت اتفاقات عجیب در وبلاگ نویسی زیاد برایم افتاده است اما یک مورد را صادقانه اعتراف می کنم که وبلاگ نویسی روی سبک نگارش من خیلی تاثیر داشته است و گرایشم به طنز نویسی را همواره گفته ام که مدیون وبلاگ نویسی هستم. دوستانم می گویند این چیزها در آدم پنهان است زمینه لازم است تا شکوفا شود! شاید واقعا همین باشد. اما در وبلاگ تمرین خوبی داشتم برای نوشتن طنز تا کم غلط تر شود برای نشریات معمول که چاپ می شود.
این روزها مطالبم را به هر نشریه ای می دهم مطالب طنزم را بر مطالب جدی ام ارجح می دانند. مثل اینکه کم کم باید مسیر طنز نویسی را با جدیت بیشتر دنبال کنم.
وبلاگ نویسی برایم دوستان خوبی را به همراه داشت. امسال در جشنواره فجر چند نفر از دوستان وبلاگ نویس را دیدم و به این ترتیب ارتباط از نزدیک هم با دوستان دنیای مجازی داشتم. جالب بود که با توجه به اینکه مرتبا به وبلاگ های هم سر می زنیم در جشنواره فکر می کردیم که همدیگر را خیلی خوب می شناسیم، آن هم بدون اینکه حتی یکبار همدیگر را دیده باشیم! این هم از عجایب دنیای مجازی است دیگر.
اما چند تا خاطره جالب از وبلاگ نویسی برایم پیش آمده که نقلشان خالی از لطف نیست.
تا به حال برخی مطالبم نظرات درباره اش خیلی متناقض بوده است. به طور مثال در مورد مطلبی که برای مایکل جکسون نوشتم نظراتی که دوستان برایم گذاشتند آنقدر با هم متفاوت بود که برایم باور نکردنی بود. به طور مثال برخی هر چه از دهانشان در آمد برایم نوشتند که چرا اصلا درباره این خواننده نوشتی. برخی هم کلی به من فحش دادند که چرا به مسائل دادگاه مایکل جکسون اشاره کردم و به این خواننده توهین کرده ام!
آخرش هم من نفهمیدم مگر من چه نوشته بودم!
یکی دیگر از مطالبم که خیلی بابتش فحش نوشتند. مربوط به نظرم درباره فیلم آخر مسعود کیمیایی بود که با بیش از 100 کامنت فعلا رکورددار کامنت است و البته در حدود 30 کامنت هم کاملا غیر قابل تأیید بود!
بیشترین بازدید از وبلاگم مربوط به 16 آذر امسال است که 203 نفر از وبلاگم بازدید کردند. فکر کنم برای یک وبلاگ خیلی بالاست.
در حال حاضر متوسط بازدید از وبلاگم در روز 71 نفر است. البته در تابستان اوضاع بهتر بود و به متوسط بازدید 73 نفر هم رسیده بود. در کل فکر کنم آمار قابل قبولی برای یک وبلاگ باشد.
از اول خرداد ماه این امکان را یافتم تا آمار بازدیدکنندگان وبلاگم را مشاهده کنم و از آن روز تا الان 19334 بازدید از وبلاگم صورت گرفته است.
اما یک خاطره جالب دیگر برایم مربوط به مطلبی بود که برای تهران انار ندارد نوشتم در آن اشاره کردم به سینما سپیده و حضور چند پسر که به نظرم آمد از شهرستان آمده بودند. یکی از آنها برای آن مطلبم کامنت گذاشت و نوشت اتفاقا مشهدی است و همه آنها هم حدس زده بودند که من باید روزنامه نگار باشم! واقعا دنیا چه قدر کوچک است!
خیلی چیزهای دیگر است که درباره وبلاگم می توانم بنویسم اما در این شب بهاری در زمستان ( چون امروز شاهد یک باران بهاری بودیم) به پایان می رسانم.
امیدوارم دوستانی که طی این مدت لطف کردند و به وبلاگم سر زدند نظرات خود را بنویسند. هر انتقادی که دارند بنویسند. نظرات همه را با کمال میل پذیرا هستم. حتی سخت ترین انتقادهای ممکن.