فیلم سفارشی و ...
همواره ساخت فیلم سفارشی با مسائلی همراه است. اینکه فیلم سفارشی آیا به شکلی خواهد بود که هم نظر سرمایه گذاران را تأمین کند و هم نظر مخاطب را یکی از مسائل مهم پیرامون این نوع فیلمهاست. فیلم طهران- تهران نیز با توجه به اینکه از همان ابتدای ساخت اعلام شد از سوی شهرداری تهران روی آن سرمایه گذرای صورت گرفته است پیش بینی می شد که با یک فیلم سفارشی روبرو هستیم. ترکیب کارگردانانی که برای ساخت این فیلم انتخاب شده بودند تا حدی این امیدواری را ایجاد کرد که با فیلم سفارشی خوبی روبرو خواهیم بود، اما دیدن این فیلم ثابت شد که همچنان مشکلات فیلم های سفارشی به قوت خود باقیست.
اپیزود اول که ساخته داریوش مهرجویی است روایت گر داستان زندگی زوجی است که با دو فرزند هنگام سال تحویل سقف خانه روی سرشان خراب می شود و هر دو نگران این موضوع می شوند که عید امسال چه پیش خواهد آمد. برای گذراندن روزهای عید به پیشنهاد پسر خانواده راهی تورهای تهران گردی می شوند و در آنجا با گروهی زنان و مردان میانسال آشنا می شوند وهمین موضوع باعث تغییر و تحول در زندگی آنها می شود.
تأکید مهرجویی بر غذا که در تمامی طول فیلم شاهد هستیم یادآور فیلم مهمان مامان است. خراب شدن سقف خانه روی سر خانواده نیز یادآور فیلم محبوب و موفق اجاره نشین ها است. به شکلی مهرجویی با این فیلم بخشی از سینمای گذشته خود را مرور کرده است. نگاه بسیار مثبت مهرجویی به آدم های فیلم خصوصا پیرمردی که مسئول پانسیون است و سریع این خانواده را به مهمانی دعوت می کند و پس از آن تصمیم به تعمیر خانه شان می گیرد هرچند دوست داشتنی است اما با توجه به مناسبات این روزها در جامعه ما تا حد زیادی غیر واقعی است. به نظر می رسد مهرجویی سعی داشته است در این فیلم به دور از مسائل و مشکلاتی در ابر شهری چون تهران با گردشی دو روزه در تهران تنها به زیبائی های آن بپردازد و در آن کمتر شاهد نگاهی جدی هستیم. نماهایی از زیبائی های شهر تهران و گردش در آن در یک مستند خوش ساخت بیشتر از این می توانست جواب دهد و شاید نیاز به این همه سر و صدا و این گروه حرفه ای بازیگر هم نمی بود. هر چند که سیاست های موجود در خصوص فیلم های سفارشی وراء این صحبت هاست.

اما اپیزود دوم با نام تهران سیم آخر ساخته مهدی کرم پور از آن دست فیلم هایی است که می تواند با حضور یک چهره موسیقی راک تا حدی تماشاگر پسند باشد در غیر این صورت این فیلم تنها نسخه ای دوباره سازی شده است از فیلم اول این کارگردان با نام جایی دیگر است هر چند که در گفتگوی کوتاهی که با این کارگردان داشتم منکر این شباهت شد!
در فیلم جایی دیگر مسائلی مطرح شده بود و به آدم هایی پرداخته شده بود که در مقایسه با این فیلم نیاز به جسارت بیشتری از سوی سازنده خود داشت اما به نظر می رسد مهدی کرم پور با توجه به توقیف نسبتا طولانی آن فیلم ترجیح داده است که کار در حیطه موسیقی راک را این بار با احتیاط بیشتری انجام دهد.
بعد از چهار سال دوری این کارگردان از ساخت فیلم سینمایی انتظارات بسیار بیشتری از فیلمش بود خصوصا پس از فیلم نا متعارف چه کسی امیر را کشت که یکی از فیلم های مورد علاقه اکثر منتقدان در آن زمان بود و با توجه به حضور خسرو نقیبی به عنوان نویسنده در کنار کرم پور که در فیلم چه کسی امیر را کشت فیلمنامه خوشپرداخت با دیالوگ های جذابی نوشته بود داشتن انتظار بیشتر از این چندان هم بیراه نبود.
حضور گروهی بازیگر حرفه ای در کنار چند نابازیگر خصوصا رضا یزدانی ترکیبی بسیار نامتجانس را ایجاد کرده است. دیالوگ هایی که عمدتا به سمت شعار پیش می رود و جوان هایی که معترضند به سنت هر چند که این اعتراض آنقدر عمیق نیست که بتوان با آن ارتباط برقرار کرد. به سختی می توان با جوانی که در خیابان با دوستانش کورس اتومبیل رانی می گذارد و یا دختری که پدر حاجی بازاری اش را درک نمی کند ارتباط برقرار کرد.
مشکل برگزاری کنسرت به خودی خود دلیل خوبیست برای مهاجرت این جوانان اما دلیل ماندنشان آنقدر قانع کننده نیست. یعنی برگزاری کنسرت موسیقی در بیابانی بر فراز شهر دلیلی بر ماندن می شود؟ پایان بندی فیلم بیشتر شبیه به یک کلیپ است که تنها می تواند برای مخاطب عام جذابیت داشته باشد که به دلیل حضور یک خواننده پر طرفدار راک به تماشای این فیلم بروند.
بهترین حالت این فیلم که به گروه های زیر زمینی پرداخته است، فیلم معروف کسی از گربه های ایرونی خبر نداره ساخته بهمن قبادی است که بسیار عمیق تر از این فیلم به مشکلات جوانان پرداخته است و دراین فیلم تنها شاهد شبحی از این مشکلات هستیم که این را می توان ناشی از سفارشی بودن چنین فیلم دانست.